ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

192

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گرديد . گروهى از همين سپاه رو بهرات رفتند . بيغو در هرات بود ، با وى جنگيده او را از هرات بيرون راندند . از سوى ديگر مسعود ، پسر خود مودود را با سپاهى گران و انبوه به يارى آن سپاهيان گسيل داشت . مسعود چنان كه بخواست خداى بزرگ بيان خواهيم نمود در خراسان كشته شد . آن سپاه بسال چهار صد و سى و دو از غزنه حركت كرد . همين كه نزديك به بلخ رسيد . داود گروهى از سپاهيان خود را بسوى سپاهيان مودود از غزنه حركت كرد . همين كه نزديك به بلخ رسيد . داود گروهى از سپاهيان خود را بسوى سپاهيان مودود فرستاد . و اين گروه بر طلايع سپاه مودود بتاختند . طلايه‌داران منهزم شده و سپاهيان داود آنها را دنبال كردند . سپاه مودود چون احساس وجود آنها نمود . عقب‌نشينى كرده و متوقف گرديدند . همين كه التونثاق صاحب بلخ اين خبر شنيد ، طاعت داود را گردن نهاد و شهر را تسليم او كرد و بساط خود لگدمال كرد . بيان دستگير كردن سلطان مسعود و كشتن او و پادشاهى برادرش محمد بازگشتن مسعود بن سبكتكين را از خراسان به غزنه ياد كرده بوديم . او در شوال سال چهار صد و سى و يك به غزنه رسيد . و چنان كه بيان كرديم سباشى و غيره از امراء را دستگير كرد و سايرين را بجاى آنان برقرار داشت و فرزند خود مودود را با سپاهى گران براى جلوگيرى از سلجوقيان بخراسان گسيل داشت . مودود به بلخ رفت تا آنجا را از داود برادر طغرل‌بيك باز پس گيرد . وزير مسعود ابا نصر احمد بن عبد الصمد نيز همراه مودود بود كه تدبير امور شئون او كند . عزيمت آنها از غزنه در ربيع الاول سى و دو بود . پس از آنها به هفت روز مسعود ، بنا به عادت پدرش ، رو بهند نهاد كه بلاد آنجا را مورد تاخت و تاز و تاراج خويش قرار دهد . مسعود برادر كور شدهء خود محمد